RARB

در باد نایست ، سرما می‌خوری

دیوانه‌وار پشت سرش دویدم از پله‌های پایین رفتم فریاد – کلوب

از پله‌های پایین رفتم فریاد زدم شوخی بود، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت: در باد نایست، سرما می‌خوری.


آنا آخماتووا – قلب من چشم تو

از پله‌هاي پايين رفتم فرياد زدم : شوخي بود ، باور کن از پيش من نرو لبخندي ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردي گفت : در باد نايست ، سرما مي‌خوري آنا آخماتوآ ترجمه‌ي احمد …


از پیش من نرو | اکولالیا | آرشیو شعر جهان

از پله‌های پایین رفتم فریاد زدم : شوخی بود، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت: در باد نایست، سرما می‌خوری اکولالیا | #آنا_آخماتووا


ترجمه‌ی احمد پوری | اکولالیا | آرشیو شعر جهان

… پشت سرش دویدم از پله‌های پایین رفتم فریاد زدم : شوخی بود، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت: در باد نایست، سرما می‌خوری


دسته‌بندی آنا آخماتووا – قلب من چشم تو

ومن بسرعت باد از پله ها به پایین دویدم تا نزدیک در به او رسیدم نفس در سینه ام باز می … در باد نایست ، سرما می‌خوری آنا آخماتووا ترجمه‌ی احمد پوری. اشعار آنا آخماتووا.


*آنا آخماتوآ – چراغ چشمک زن نوک برج – blogfa

… از پله‌ها پايين رفتم فرياد زدم : شوخي بود ، باور کن از پيش من نرو لبخندي ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردي گفت : در باد نايست ، … در باد نايست ، سرما مي‌خوري.


آنا آخماتووا – تو آواز شدی – blogfa

این ها همه نثارت باد تا تو بتوانی بی تشویش پرگویی ی کلاغ های حوالی شهر را تاب آوری … در باد نايست ، سرما مي‌خوري. +. قلب تو دیگر ترانۀ قلب مرا در شادی و اندوه …


آنا آخماتووا – خیلی خوش امدید

باد‌ برفی‌ زودرس‌ را. آرام‌ آرام‌ می‌پراکند. آب‌ یخ‌ می‌بندد. آبراه‌های‌ باریک‌ ایستاده‌اند. … در باد نايست ، سرما مي‌خوري آنا آخماتوآ ترجمه‌ي احمد پوري. برچسب‌ها: شعر, آنا آخماتووا.


دیوانه‌وار پشت سرش دویدم از پله‌های پایین رفتم فریاد زدم: …

… از پله‌های پایین رفتم فریاد زدم: شوخی بود، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت: در باد نایست، سرما می‌خوری.


Instagram Post by arezoo foroutan (@arezoofor) – Deskgram

… پشت سرش دویدم از پله‌ها پایین رفتم فریاد زدم: شوخی بود، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت: در باد نایست، سرما می‌خوری.


#آنا_آخماتوآ hashtag on Twitter

لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت : در باد نایست ، سرما می‌خوری … نویسنده : #آنا_آخماتوآ ترجمه : #احمد_پوری. 0 replies 7 retweets 85 likes. Reply.


matinjon1375 – می گل خانوم – شبکه اجتماعی فیس نما

لبخندي ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردي گفت : در باد نايست ، سرما مي‌خوري. ديوانه‌وار پشت سرش دويدم از پله‌هاي پايين رفتم فرياد زدم. در هـمسفر عشـقـ… فریبرز


سرما میخوری – آلبوم تصاویر پروفایل – گالری تصاویر (سما)

دیوانه‌وار پشت سرش دویدم از پله‌ها پایین رفتم فریاد زدم: شوخی بود، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت: در باد نایست، سرما می‌خوری …


مطالب اردیبهشت 1392 – شـــب شـــعـر

فریاد زدم : ” شوخی بود ، باور کن” از پیش من نرو ! لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت : ” در باد نایست ، سرما می‌خوری.” آنا آخماتوآ


همچو باران باش…..رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی …

سلام پیامبر اکرم ص فرمودند : هیچ نمازی نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای درپیش روی مردمان ندا می کند: ای مردم! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت.


خانه شاعران جهان – Telegram

ديوانه‌وار پشت سرش دويدم از پله‌ها پايين رفتم فرياد زدم: شوخی بود، باور کن از پيش من نرو لبخندي ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت: در باد نايست، سرما می‌خوری …


wisgoon – ویسگون – دیوانه‌وار پشت سرش دویدم از پله‌های …

از پله‌های پایین رفتم فریاد زدم : شوخی بود ، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت : در باد نایست ، سرما می‌خوری


#آنا_آخماتوا hashtag instagram posts, photos – Online …

… فریاد زدم: شوخی بود، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت: در باد نایست، سرما می‌خوری… . . #آنا_آخماتوا #احمد_پوری #خوره_کتاب.


شعر دیوانه‌وار پشت سرش دویدم – ایران ناز

فریاد زدم : ” شوخی بود ، باور کن” از پیش من نرو ! لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت : ” در باد نایست ، سرما می‌خوری.” آنا آخماتوآ این شعر را سروده است


تهمینه میلانی on Instagram: “آنا آخماتوآ بی‌شک یکی از …

فرياد زدم : شوخی بود ، باور کن از پيش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت : در باد نايست، سرما مي‌خوري آنا آخماتوآ ترجمه‌: احمد پوري


shirin22: دیوانه‌وار پشت سرش دویدم از پله‌های پایین رفتم …

فریاد زدم : ” شوخی بود ، باور کن” از پیش من نرو ! لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت : ” در باد نایست ، سرما می‌خوری.” آنا آخماتوآ …


مجموعه ی مترو… | YO…

از پله‌ها پايين رفتم فرياد زدم : شوخي بود ، باور کن از پيش من نرو لبخندي ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردي گفت : در باد نايست ، سرما مي‌خوري


#آنا_آخماتووا_رادیوشب Instagram posts (photos and videos …

… پشت سرش دویدم از پله‌های پایین رفتم فریاد زدم : شوخی بود ، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت در باد نایست ، سرما می‌خوری .


پولهای عیدی ما محمد سطوت در سالهای گذشته اعیاد نوروز همیشه …

عموی من هم میگفت: “پس مواظب باش جلوی باد نایستی كه سرما میخوری” و همه از این شوخی او … او چه میخواهد بگوید جواب میداد: “عاراق داریم والی باد ناداریم” و باز همه میخندیدیم.


Instagram Post by mr_moslem_original – Deskgram

از پله‌های پایین رفتم فریاد زدم : شوخی بود، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند به سردی گفت: در باد نایست، سرما می‌خوری . . #آنا_آخماتووا


شعر دیوانه‌وار پشت سرش دویدم – سرزه

ترجمه‌ی احمد پوری آنا آخماتوآ این شعر را سروده است . ” در باد نایست ، سرما می‌خوری.” به سردی گفت : لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند از پیش من نرو !


برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر